الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

288

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

آب بنوشد يادى از تشنگى حسين عليه السّلام و اهل بيت او كرد و آب را بريخت و مشگ پر كرد و بر دوش راست گرفت و روى به جانب خيمه كرد راه بر او بگرفتند و از هر طرف بر وى احاطه كردند عباس با آنها كارزار كرد تا نوفل ارزق تيغى بر دست راست او زد و آن را ببريد پس مشگ به دوش چپ گرفت و نوفل ضربتى زد كه دست چپ آن حضرت نيز از مچ جدا گشت پس مشگ به دندان گرفت و تيرى بيامد و بر مشگ رسيد و آب آن را بريخت و تيرى ديگر آمد و به سينهء آن حضرت رسيد و از اسب بگرديد و فريادى زد و برادرش حسين عليه السّلام را بطلبيد چون حسين عليه السّلام بيامد ديد بر زمين افتاده است بگريست . ( 1 ) مؤلف گويد : طريحى در كيفيت قتل آن حضرت - سلام اللّه عليه - گويد : مردى بر او حمله كرد و بگرزى آهنين بر فرق سر او زد كه سر او بشكافت و بر زمين افتاد فرياد مىزد : يا ابا عبد اللّه عليك منّى السّلام . مترجم گويد : اينكه از قول حضرت سيد الشهداء روايت كرده است : اگر تو بر وى لشكر من پراكنده مىشود دلالت دارد كه به ميدان رفتن حضرت ابى الفضل وقتى بود كه اغلب اصحاب كشته نشده بودند و اين بر خلاف روايت همه اهل سير و اخبار است و حق اين است كه وقتى عباس رفت و كشته شد لشكرى باقى نمانده بود ؛ و قاتل او را در اين روايت نوفل ازرق گفته است با آنكه موافق روايات صحيحه حكيم بن طفيل و زيد بن رقاد است و اين روايت از جهتى مانند دامادى حضرت قاسم است براى اينكه در كتب تواريخ معتبره كه در دست ماست هيچ‌يك از اين دو قصه مذكور نيست جز اينكه دامادى حضرت قاسم را ملّا حسين كاشفى ذكر كرده است و او مردى عالم و متتبّع بود و روايت آب آوردن حضرت عباس را مجلسى از يكى از تأليفات اصحاب كه نمىشناسيم نقل فرموده است . فرق بين دو قصّه اين است كه : مورّخين معتبر چيزى مخالف و مضادّ با دامادى او نقل نكرده‌اند غايت اينكه ساكت مانده‌اند امّا مطالب مخالف با اين حكايت حضرت عبّاس عليه السّلام بسيار نقل كرده‌اند چنان كه گذشت از شيخ مفيد و ابو الفرج و ابو مخنف و طبرى و ابو حنيفهء دينورى گويد : از حسين عليه السّلام جدا نمىشد و تا آخر با او بود جهاد مىكرد تا لشكر اعداء قهرا او را جدا كردند . چنان كه جمع بين روايات معتبره مورّخين و اين روايت نهايت تكلّف دارد مگر اينكه بگوييم چون كاشفى سنّى بوده است بايد روايت او مردود باشد و اين مرد مجهول شيعى بوده است و او صحيح گفته است و ما پيش از اين گفتيم همهء علماء در مقتل از اهل سنت روايت كرده‌اند و اين اخبار كه در ارشاد و ملهوف و مناقب ابن شهر آشوب و غير آن مىبينيم همه